بعد از بیش از ده سال استفاده از لپتاپ، چند ماه پیش دوباره به سراغ کامپیوتر رومیزی رفتم. یک کامپیوتر جمعوجور ساخت شرکت سابقم و یک مانیتور بزرگ و عریض روی یک پایه قرار گرفتهاند، به همراه یک ماوس مناسب و IBM Model M قابل اعتماد که دهههاست به من خدمت کرده است. ناگهان، ارگونومی محل کارم بهتر شد زیرا دیگر نیازی به خم شدن برای دیدن صفحه نمایش ندارم.
کامپیوترهای رومیزی قبلی از زمانهای خیلی قبلتر آمده بودند. فکر میکنم رقبای AMD زیادی دارد که با پنتیوم ۴ رقابت میکنند و اگر درست یادم مانده باشد، حافظه ۵۱۲ مگابایتی آن بسیار مهم تلقی میشود. در پشت آن، مجموعهای از سوکتها کاملاً متفاوت از سوکت جدید من، مجموعهای از پورتهای سریال، یک پورت SCSI و یک پورت چاپگر موازی وجود دارد. در داخل شاسی، درایوهای مختلف آن توسط مجموعهای از کابلهای روبانی سرویسدهی میشوند. حتی یک درایو فلاپی هم دارد. در مقابل، سیمکشی محصولات جانشین آن بسیار سبکتر است و اندازه کانکتور بسیار کوچکتر است. چندین درگاه USB و یک کابل شبکه و همچنین SATA برای درایوهای دیسک آن وجود دارد. دوران گسترده اتصالات چندگانه به پایان رسیده است و اکثر ما ممکن است آسوده خاطر باشیم.
مشکل کابلهای چندگانه این است که معمولاً در آن زمان بسیار گران بودند، بنابراین من هنوز فکر میکنم که ارزش خاصی دارند. بنابراین، با اینکه آخرین درایو SCSI یا مانیتور VGA من از شر این سیمپیچ کشنده خلاص شده است، هنوز هم برای احتیاط به کابل چسبیدهام. یک جعبه برآمده جایی روی قفسه پنهان شده است، یا اگر در کارگاه من در میلتون کینز باشید، تعدادی جعبه برآمده. قبل از اینکه تمیزکاری را تمام کنم، بیایید نگاه دقیقتری به این مصنوعات بیندازیم، با این فرض که با بردن کاتر به سمت کابلهای بینقص دیگر آزرده خاطر نخواهید شد. یک دسته را اسکن کنید، و اکثر آنها به چهار گروه اصلی تقسیم میشوند. SCSI موازی، VGA، چاپگر موازی، و چون این یک کابل صوتی تصویری چند کاناله SCART است که در اروپا نوشته شده است.
همانطور که از رابط موازی انتظار میرود، کابل SCSI به شکل دستهای از سیمها است، اما وقتی از نزدیک به داخل دوشاخه نگاه میکنید، تعجب میکنید که بین سیمها نه محافظی وجود دارد و نه جفت پیچخورده. کابل چاپگر موازی ساختار بسیار مشابهی دارد: فقط یک پورت ۸ بیتی روی میزبان است. از سوی دیگر، کابلهای VGA و SCART حاوی مجموعهای از رساناهای محافظ کواکسیال برای سیگنالهای ویدیویی و تعدادی سیم تکی برای سیگنالهای کنترل هستند.
وقتی به چگونگی استفاده مجدد از چنین کابلهایی فکر میکردم، واقعاً متوجه شدم که از زمان رابطهای کابلی چندگانه چقدر پیشرفت کردهایم. USB اکنون اکثر دستگاههای رومیزی را که زمانی توسط پورتهای موازی SCSI، موازی و سریال سرویسدهی میشدند، پوشش میدهد و تقریباً همه اتصالات صوتی و تصویری به سرعت در حال تغییر به HDMI هستند. این رابطهای سریال سریع، نرخ داده بالاتری را با سیمهای مسی کمتر ارائه میدهند.
به نظر میرسد کابلهای زیادی وجود دارند که من همه جا دیدهام و در واقع بیفایده شدهاند. برخلاف سایر تغییرات تکنولوژیکی، مانند تغییر از لامپهای خلاء به ترانزیستورها، کاربرد آنها با فناوری جدید کاهش نیافته است، بنابراین عمر مفید آنها از عمر مفیدشان فراتر نرفته است. برعکس، وقتی فناوری آنها به اوج خود میرسد، بلافاصله به زباله الکترونیکی تبدیل میشوند، جایی که میتوانیم منبع ارزش انتساب آنها را پیدا کنیم. اگر در جایی تعدادی کابل SCSI داشته باشید، آیا آنها را نگه میدارید زیرا فکر میکنید روزی دوباره به آنها نیاز خواهید داشت؟
سوزاندن کابلها برای بازیابی مس، ۲۰۱۸، آکرا، غنا. مونتاکا چاسنت [CC BY-SA 4.0]. خب، چه باید بکنیم؟ آیا میتوان از آنها برای مقاصد دیگر استفاده کرد؟ در هر صورت، چه کسی این روزها از یک دسته سیم ۴۰ رشتهای یا یک دسته کابل کواکسیال نه چندان خوب استفاده میکند؟ دوست دارم نظر شما را در قسمت نظرات بشنوم.
در عین حال، من کابلهای زیادی دارم که باید با آنها سر و کله بزنم و مشکل همین است. مس موجود در آنها ارزشمند است، اما در بیشتر موارد، ماده عایق آنها PVC است. بازیافت ممکن است مشکلساز باشد. اگر راندمان احتراق پایین باشد، مواد شیمیایی سمی آزاد میکند. در طول سالها، مجموعهای از رسواییها مربوط به صادرات زبالههای الکترونیکی از کشورهای توسعهیافته به کشورهای در حال توسعه رخ داده است. این زبالهها در فضای باز سوزانده میشدند تا فلزات آنها استخراج شود. اگرچه اقداماتی برای پایان دادن به این عمل انجام شده است، اما هنوز نگرانیهایی در مورد دفع مسئولانه کابلها وجود دارد.
اینجا، دولت محلی من تأسیسات بازیافت متمرکزی دارد و سپس مواد بازیافتی دستهبندیشده را به شرکتهای تخصصی بازیافت منتقل میکند. برای کابلهای روکشدار PVC، آنها را خرد میکنند تا مس از پلاستیک جدا شود و سپس پلاستیک تجزیه میشود تا مواد اولیه هیدروکربنی برای صنایع شیمیایی تولید شود.
در فضای هک من، ما یک گروه کاری تشکیل خواهیم داد تا حجم کابلها را به یک نسبت قابل مدیریت کاهش دهیم. ما بدون اینکه خودمان متوجه باشیم، گذر از یک دوره را تجربه کردهایم، هرچند برایان بنچاف چند سال پیش آن را Hackaday نامید. ناگزیر چند سال بعد، یک وسیله جانبی SCSI پیدا خواهیم کرد و از دور انداختن آن کابلهای SCSI پشیمان خواهیم شد، اما با توجه به فضایی که به دست خواهیم آورد، فکر میکنم ریسک خواهیم کرد. سوال این است، شما چطور؟
باید کیف دستی سی سالهام رو از دست سرد و بیروحم باز کنی... من در بخش فناوری اطلاعات صوتی و تصویری، صندوق فروشگاهی، شرکت و سلامت کار کردم و یه کابل... (با رم، یه یا دو تا مودم ISA): پ
«بنابراین، با اینکه آخرین درایو SCSI یا مانیتور VGA من از شر این سیمپیچ کشنده خلاص شده، هنوز هم برای احتیاط به کابلش چسبیدهام.»
من بعضیها را با HDMI/DisplayPort دیدهام، اما حتی سرورهای کاملاً جدید هم هنوز VGA دارند (مثلاً HP DL380 Gen10). هیچکس نمیخواهد (آداپتوری که خریدیم) تمام KVMهایی را که هنوز در اتاق سرور هستند دور بیندازد. (یا اگر نمیتوانید KVM بخرید، میتوانید از یک «نمایشگر کنار رک با یک کابل بسیار بلند» استفاده کنید). با این حال، USB با موفقیت جایگزین پورت PS2 شده است، بنابراین من گمان میکنم که در نهایت VGA را حذف خواهیم کرد.
اگر هزینه آداپتور HDMI کمتر از میکروکنترلر ۵ دلاری است که میخواهید از آن استفاده کنید، پس قبول دارم که VGA منسوخ شده است.
شما میتوانید یکی از آنها را از AliExpress با قیمت ۳.۷۵ دلار و ارسال رایگان خریداری کنید. فکر میکنم وقت آن رسیده که اکثر مردم به سراغ این برند بروند. https://www.aliexpress.com/item/32947446707.html
https://www.banggood.com/HDMI-1_4-Micro-HDMI-D-Male-to-Standard-HDMI-A-Female-Connector-Adapter-Support-3D-WiFi-For-HD-Image-p- 1159840.html
من سعی کردم HDMI را به LCD خودم روی کنسولی که توسط FreeNAS ساخته شده بود وصل کنم، اما درست کار نکرد. مجبور شدم یک کابل VGA از یک فروشگاه محلی به قیمت ۵ دلار بخرم، و حالا میتوانم دوباره امتحان کنم. ها ها
کامپیوترهای DIY مانند کامپیوترهای آردوینو و بردهای توسعه FPGA هنوز از VGA استفاده میکنند، زیرا چند مقاومت میتوانند سیگنال ویدیویی آنالوگ خوبی تولید کنند. با این حال، باید بدانم که آیا DVI-A با کابلها سازگار است یا حداقل به همین سادگی؟
کابلهای VGA هنوز هم برای اتصال پروژکتورهای داده به لپتاپها مفید هستند، زیرا کابلهای HDMI بلند شکننده هستند - یا کار میکنند یا کار نمیکنند. سیگنال VGA فقط کمی تار به نظر میرسد، اما هیچ کس متوجه آن نمیشود.
آخر هفتهی پیش چند تا مبدل EMI VGA از فروشگاه دست دوم خریدم، هر کدام به قیمت ۰.۵۰ دلار. اما هیچکدام از مدارکشان را از طریق جستجوی اینترنتی پیدا نکردم.
«بستهبندی» عمدتاً بیفایده است. اما اگر آنها را از هم جدا کنید، تعداد زیادی کابل «آزاد» خواهید داشت. سیمهای تک رشتهای برای ساخت بردبورد یا نمونههای اولیه دائمی ایدهآل هستند. هستههای رشتهای کمیابتر هستند و در بسیاری از موارد از هستههای تک رشتهای برترند. این نوع سیم برای اتصال اتصالات سفارشی بسیار مناسب است.
همچنین میتوانید چندین نخ رنگارنگ را به هم بچسبانید، آنها را به صورت حلقه بپیچید و انتهای آنها را لوله کنید تا یک مارپیچ گل مانند تشکیل شود. حدود ۴ سال پیش، من یک
برای این کار به اینجا بیایید. اینجا ارزانترین منبع تعداد زیادی سیم رابط با رنگهای مختلف است. من نمیخواهم ۴۰ قرقره با رنگهای مختلف بخرم، اما گاهی اوقات نیاز دارم که برای یک پروژه کلی رنگ آماده کنم و بعد یکی از این کهنهکارها را پیدا میکنم و آن را جدا میکنم.
وقتی یک درایو SCSI قدیمی پیدا میکنید، چالش این است که آیا سیستم شما یک کنترلر فعال، نرمافزاری که از آن کنترلر پشتیبانی کند و کابل صحیح برای اتصال آنها - از یک سر SCSI به سر دیگر SCSI - دارد یا خیر...
چند سال پیش، وقتی یک درایو قدیمی پیدا کردم که شاید بیش از ۱۰ سال از آن استفاده نکرده بودم، هنگ کردم. یک یا دو ساعت دنبال تجهیزاتی گشتم که به آن وصل شوم، مثلاً فقط برای اینکه ببینم چه چیزی روی آن است. بعد متوجه شدم که سالهاست از آن برای هیچ کاری استفاده نکردهام و جواب واضح بود: «اهمیت نمیدهم». 
من چند کابل قدیمیتر و منابع خوبی برای سیم پیدا کردم (بله، میدانم که آنها از این جنس ساخته شدهاند، اما همه «سیمها» یکسان نیستند).
سیم موجود در کابل SCSI که در تصویر مشاهده میکنید بسیار مفید است - میتواند یک هادی مسی واقعی با عایق خوب در رنگهای مختلف باشد - برای ساخت چیزها بسیار مناسب است و از فویل مسی روی هسته نایلونی، همانطور که امروزه هست، بهتر است. مانند بسیاری از سیمها.
اما با این وجود، چقدر کابل نیاز دارید؟ چندی پیش، جعبه کابلم را بررسی کردم و بالاخره چند کابل چند اتصالی خوب (که پس از برداشتن غلاف میتوان آنها را به سیمهای جداگانه تقسیم کرد) گرفتم. بقیه کابلها واقعاً برای تنظیم مجدد مناسب نیستند. مقدار فضایی که پس از خلاص شدن از شر ۳، ۴ یا ۵ جعبه کابل پر از کابل ایجاد میشود، بازگشت خوبی است.
«بعد ناگهان متوجه شدم که سالهاست از آن برای هیچ کاری استفاده نکردهام، و جواب واضح بود: «اهمیت نمیدهم»
«
من حدود شش درایو IDE دارم که منتظرم دنبالشان بگردم. تقریباً مطمئنم که تعدادی عکس دیجیتال (بعضی از آنها) ارزش بازیابی دارند.
صرف نظر از این، بسیاری از تجهیزات تخصصی (مانند تجهیزات پزشکی) اغلب برای ادامه کار به قطعات قدیمی نیاز دارند. حدود ۱۵ سال پیش، یکی از آشنایانم از من پرسید که آیا میداند از کجا میتواند یک هارد دیسک ۲۰ مگابایتی تهیه کند. (به نظر من، او به یک هارد دیسک ST-225 نیاز دارد.)
چندین دستگاه سینتیسایزر قدیمی وجود دارند که از SCSI استفاده میکنند. RaSCSI عالی است، اما برای اینکه کار کند، در واقع باید یک کابل SCSI بخرم. 2018!
(در واقع، آنها بد نیستند. آنها در فروشگاه آنلاین محلی با قیمت 10 دلار موجود هستند و ظرف چند روز تحویل داده میشوند. دلیلی برای انبار کردن کابلها وجود ندارد.)
من هنوز چند تا ST-225 و ST-251 (با حجم ۴۰ مگابایت!) توی اون ۲۸۶ قدیمی دارم. صدای چرخششون خیلی نوستالژیکه.
بعد از اینکه وسایل قدیمی SCSI خودم را به مدت ۱ تا ۲ سال نگه داشتم، بالاخره آنها را دور انداختم، اما هیچوقت واقعاً از آنها استفاده نکردم، و بعد از آن هم ۲ ماه نگذشته بود که یک نفر یک کارت SCSI و یک هارد دیسک معیوب A2000 به من داد.
این داستان من است. هر بار که بالاخره بر خودم غلبه میکنم و چیزی را که سالها (یا دههها) احتکار کردهام، ظرف ۶ ماه دور میاندازم، بالاخره کاربردش را پیدا میکنم و دیگر صاحبش نیستم.
آخرین درایو زیپ را هم انداختم توی سطل زباله، و روز بعد درخواستی برای کپی کردن اطلاعات از جعبهای پر از دیسک زیپ دریافت کردم. به عنوان یک شغل پردرآمد، تبدیل به یک زبالهگرد در سطل زبالهی خودم شدم.
صفحه کلید و ماوس بیسیم شدهاند، همانطور که اینترنت بیسیم شده است، و ممکن است سیستمی را پیدا کنید که فقط سیمهای تصویر و برق داشته باشد! (در مک، این دو حتی ممکن است همان کابل باشند)
قبل از نسل سوم، هارد دیسکهای M.2 پیکربندی استاندارد روی مادربرد بودند و مانند کارت وایفای در لپتاپ قرار میگرفتند. یک کابل دیگر گم شده است.
پورت دیسپلی پورت برای ویدیو استفاده میشود. تاندربولت هم در حال پیشرفت است. میتوانید انتخاب کنید که از پورت دیسپلی دیتا ارسال کنید یا از PCIe، و نمایشگر یا پردازنده گرافیکی خارجی را به آن متصل کنید.
یه کم خارج از موضوع: من روی مدلهای قدیمی Lenovo Tiny، M72e M92p M93p M900 M700 و غیره تخفیف دارم. اگه میخواین یه کم بیشتر هزینه کنید، P320 P300 یه کارت PCIe واقعی با خروجی ویدیوی ۴ برابر (+۲ تا از iGPU روی برد) داره.
تقریباً 7"x7"x1.5" و از پردازندههای دسکتاپ واقعی استفاده میکند. فوقالعاده است! (میدانم که در ابتدا پردازندههای کممصرف کمیابی بودند، اما معتقدم پردازندههای معمولی میتوانند کار کنند، شاید از توقف دریچه گاز یا Intel XTU برای کاهش ولتاژ استفاده شود. تراشه کممصرف 4570t من از 40 وات روی توربوشارژر استفاده میکند، حتی اگر کمی تراشه 35 واتی باشد. بنابراین من tdp توربو را به 40 افزایش دادم و آن را 60 میلیولت کاهش دادم و فشار توربو را روی 36 وات نگه داشتم. اگر سیستم ارزانی میخواهید، فکر میکنم میتوانید تراشه دسکتاپ 51 واتی را به 40-45 وات افزایش دهید، یا از یک تراشه کمسرعت غیر توربو استفاده کنید.)
نه... همه کیبوردها و ماوسها بیسیم نیستند. بله، کیبوردها و ماوسهای بیسیم برای کسانی که به آنها نیاز دارند وجود دارد... اما بسیاری از آنها سیمی هستند و بسته به کاربرد، کیبوردها/ماوسهای سیمی از بسیاری جهات بهتر هستند.
دیگر نه به این دلیل که از طریق USB متصل هستند، زیرا نرخ تازهسازی را به ۱۲۵ هرتز محدود میکند و دیگر نمیتوانید n-key rollover را انجام دهید. دلیلش این است که PS/2 کد روشن/خاموش را منتقل میکند، در حالی که USB مقدار کلید تغییر یافته را بهروزرسانی میکند و فقط شش کلید وجود دارد که میتوانند در هر فریم بهروزرسانی شوند.
در مقابل، پورت PS/2 اساساً یک پورت سریال است که با نرخ «رفرش» تقریباً ۱۵۰۰ هرتز کار میکند، زیرا این مدت زمانی است که طول میکشد تا یک بهروزرسانی کد انجام شود. میزبان پیگیری میکند که کدام دکمهها فشرده شدهاند یا نشدهاند.
در نتیجه، تمام کیبوردها (و ماوسها) امروزی به شدت توسط USB کند میشوند و هیچ مزیت واقعی نسبت به پیادهسازیهای بیسیم با طراحی خوب ندارند.
برای من، ویژگی فوقالعادهی کیبورد و ماوس سیمی این است که باتری برای شارژ یا تعویض ندارند.
موس سیمی من بعضی وقتها درد میگیرد و از پشت سینی کیبورد لیز میخورد. اما این قطعاً بهتر از این است که بگذارم دخترم یک موس بیسیم بگیرد، چون گمش کرده!
برای ماوس، تفاوت زیاد نیست، زیرا نحوه خواندن ماوس PS/2 توسط کامپیوتر کمی متفاوت است. این ماوس وقفههایی با فرکانس ۲۰۰ هرتز ارسال میکند، بنابراین ماوس سیمی USB آنقدرها هم کند نیست و به دلیل کلاسهای HID متفاوت، میتوان آن را روی نرخ تازهسازی ۱۰۰۰ هرتز تنظیم کرد.
من اواخر دهه ۱۹۹۰ یا شاید خیلی زود به یک ماوس بیسیم روی آوردم. از آنجایی که باتری ماوسم تمام شده بود، چند سالی مدام به کلیدهای ترکیبی ناسزا میگفتم و از آنها استفاده میکردم. بعد از اینکه بزرگ شدم، این کار را کنار گذاشتم. حالا فقط از ماوس بیسیم روی دستگاههای قابل حمل مانند تلفنهای همراه یا تبلتها استفاده میکنم.
زمان ارسال: ۲۳ نوامبر ۲۰۲۱





